احمد بن محمد حسينى اردكانى

391

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

طبيعت آب گردد ، و همچنين در ساير طوفانات . و آنچه به حدس فهميده مىشود كه بخار به اعتبارى بر طبق فلك حركت مىكند صحيح باشد ، بايد كه در وقتى ، به انتقال بخار ، آب مستولى بر معموره و مكشوف از زمين گردد . و همچنين اگر حقيقى بوده باشد براى آنچه به حدس از تغيير ميل كلّى معلوم مىشود از انطباق فلك البروج و معدّل النّهار موجب فساد عمارت خواهد بود . و به حدس قوى بر ما معلوم است كه ناحيهء شمال كه الحال معمور است وقتى مغمور در آب بوده است تا آنكه اين جبال بهم رسيده‌اند ، و الآن بحار در طرف جنوب واقع‌اند ، و اين دليل بر انتقال بحار است . و شايد كه در عالم قيامتهاى متوالى واقع شده باشد در سالهاى كه تواريخ به ضبط آنها وفا نكند . و مستنكر نيست كه حيوانات و نباتات ، همهء آنها يا جنسى از اجناس آنها ، در وقتى از اوقات بالمرّه فاسد شده باشند ، و بعد از آن به تولّد نه به توالد حادث گردند . و الحال حيوانات بسيارند كه هم به تولّد و هم به توالد موجود مىشوند . چنانچه فاره از مدر و ضفدع از مطر متولّد مىشوند . و با اين ، توالد نيز براى آنها هست ، بلكه هر چه از عناصر متولّد مىشود به مزاج سببش اجتماع عناصر است بر مقادير معلومه . و مادام كه عناصر موجودند و انقسام و اجتماع آنها ممكن است ، مزاج حادث از آنها نيز ممكن خواهد بود . و اگر امتزاج اوّل كافى نباشد ، بلكه بايد متكوّن به امتزاج ثانى و ثالث و بيشتر گردد ، چنان كه بايد كه حيوان از أخلاط حاصل شود ، چه أخلاط از عناصر حاصل مىگردد . و حصول امتزاج ثانى و ثالث ممكن است . و مىتواند شد كه امتزاج ثانى بعد از حصول امتزاج اوّل حاصل شود بدون بذر يا منى ، [ 334 ] . و اگر كسى گمان كند كه بايد آن حالت در رحم و از منى حادث شود . مىگوييم كه از رحم كارى نمىآيد مگر آنكه جمع و ضبط نمايد و اصل در حصول امتزاج است و امتزاج از اجتماع است . و چنان كه ممكن است كه اين اجتماع و امتزاج به قوّه‌اى كه در رحم موجود است حاصل گردد دور نيست كه به اسباب ديگر حاصل تواند شد . و فاعل در هر دو واهب صور است در وقتى كه استعداد حاصل گردد . اين قدر هست كه اگر رحمى باشد زودتر و آسانتر محصّل مىگردد ، و اگر نباشد در نزد عقل محال نيست كه از حركات و اسباب ديگر حاصل شود ، و اگر رحم به غير از امتزاج و استعداد چيزى ديگر را